دو

به نظر شما چه حالی میده؟ بدترین چیز روی زمین همین میتونه باشه!

چند روز پیش بابا رید تو اعصابم. واقعا ضده حاله!  اخه يكي نيس بهش بگه تو كه چيزي از نت سرت نميشه نظر نده لطفا! داشتم چند تا وب مي خوندم بدون اينكه در بزنه يهو اومد تو اتاق گفت چيكار ميكني؟ گفتم هيچي!

بابا: اينا چيه؟

من: وبلاگن

بابا: وبلاگ چيه؟

من: به تو چه!( تو دلم)

بابا:ايدا؟

من:بله

بابا:پرسيدم وبلاگ چيه؟

من:(حالا بيا ۲ ساعت واسه اين توضيح بده اييييشش! )يه چيزه شخصيه

بابا: ماله توئه؟

من: نه بابا! وبلاگم كجا بود!

بابا يه خورده از وبلاگ رو ميخونه بدش مياد مي گه:

ايدا اصلا از اين چيزا خوشم نمياد اين همه ميري تو نت واسه اين چيزا؟

من: دلم ميخواد به تو چه(تو دلم) يه جوري ميگه انگار از صبح تا شب پشت كامپ تمرگيدم! ايييشش! يعني از يه چيزايي بدش مياد كه ادم شاخ در مياره.

پ.ن.= چند روز پيش تو كلاس تكنو يكي از دخترا ازم پرسيد چند سالته گفتم ۱۸ سال گفت اصلا بهت نمياد فكر ميكردم ۱۵ ۱۶ سالت بيشتر نباشه. فكر كنم يكي از دلايلي كه تا حالا خواستگار نداشتم همين بوده كه قيافم كمتر از سنم ميزنه!

 

يك

واسه ۵:۳۰ صبح ساعت و گذاشتم رو زنگ که مثلا بلند شم درس بخونم پاشدم دیدم (شنیدم؟؟) صدای بارون میاد گفتم یا خدا تورو خدا امروز مدرسه بتعطیله بعدشم گفتم گور بابای جغرافی بگیر بخوابا حوصله داریا گرفتم تخت خوابیدم تا ۶:۴۵ به زور بلند شدم بابام رادیو رو روشن کرد تا دکمشو زد گفت مدرسه ها تعطیل نیست !

منم بدون اینکه چتر با خودم ببرم رفتم مدرسه از تو کوچه پس کوچه ها میزدم می رفتم یعنی همیشه میرم تنها توی کوچه ها! رعدو برق می زد وحشتناک گفتم نه یه وقت بخوره بهم برق بگیرتم اونوقت با موهای سیخ سیخی برم مدرسه.

راستی دیروز رفتم یه شلوار اسپرت با یه تی شرت اسپرت واسه کلاس تکنوم خریدم خیلی خوشگلن می خواستم امروز واسه کلاس بپوشیدمشون ولی نشد شلوار یه خورده بلنده به مامانم گفتم امروز صبح که خونه ای یه خورده کوتاش کن گفت من بلد نیستم بده خالت. خیلی ناراحت شدم خورد تو ذوقم من عادت دارم یه چیزی که می خرم همون موقع بپوشمش طاقت ندارم چند روز صبر کنم دقیقا همون لحظه باید بپوشم تازه واسه ۲چرخه سواری هم خوبه! از چند روز دیگه هم ۲چرخه سواری هم شروع میشه میرم همون جای قبل لب دریا یعنی جای دیگه ای ندارم که برم

کنکورم که هیچی درسم ول! گور بواش! خو چیکار کنم دلم به درس نمیره نه فک کنین  تنبل هستما نه به خدا! سال دوم دبیرستان شاگرد اول شدم سال سوم هم شاگرد سوم ولی نمی دونم چه مرگم شده بیخیال شدم امروز برا بار ۲ جغی بردم واسه درس گفتم نخوندم! هی خواهر بفرما پسته بزن تو رگ!

حوصلم سریده چه غلطی بکنم؟    ....... خفه شو بیشعور کثافت...با شما نیستم با این پسره ا م! واسه خودش ور میزنه یعنی حوصلش نمیشه یه سفره جمع کنه پررو به بابام میگه تو جمع کن! میگه کار اونه که الان تو اتاقشه (یعنی من)!